الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
381
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
يوفق بين جزئيتة المعنى الحرفى - بل الاسمى - و الصدق على الكثيرين و ان الجزئية باعتبار تقيد المعنى باللحاظ فى موارد الاستعمالات آليا او استقلاليا ، و كليته 1 ) به لحاظ نفس المعنى و منه 2 ) ظهر عدم اختصاص الاشكال و الدفع بالحرف . بل يعم غيره 3 ) 1 ) كليت معناى حرفى و اسمى 2 ) دوباره همان بحثى كه در چند سطر پيش قبلا بيان شد در اينجا دوباره تكرار مىشود كه لحاظ ، چه آلى باشد و چه استقلالى ، هيچگونه دخالتى در موضوع له حروف و اسماء ندارد ، بلكه موضوع له آنها عام و كلى است و فقط اين دو لحاظ همانطور كه چندين بار تكرار شد مربوط به شيوه استعمال است يعنى كلمه « ابتداء » و « من » هر دو موضوع له شان عام است و تنها تفاوتى كه دارند اين است كه هنگام استعمال ، مستعملين لحاظ را در كلمه « ابتداء » به صورت استقلالى فرض كرده و استعمال مىكنند ، ولى كلمه « من » را به صورت آلى در نظر مىگيرند و استعمال مىنمايند ، و الا موضوع له هر دو كلى است . پس اشكالى ندارد كه موضوع لهها در حروف و اسماء عام باشد ولى لحاظها جزئى و اين دو منافاتى باهم ندارند . 3 ) حرف يعنى اسم